علم صرف: این علم به ساختمان کلمه و تغییرات ریشه پرداخته و نوع کلمه را بدون در نظر گرفتن نقش کلمه در جمله مورد بررسی قرار می دهد. معادل تجزیه در ادبیات فارسی است.

علم نحو: این علم به نقش کلمه در جمله می پردازد. معادل ترکیب در ادبیات فارسی است.

الفبای عرب و حروف شمسی و قمری:

  •  الفبای عرب شامل 28 حرف بدون در نظر گرفتن حرف الف بعنوان حرف مستقل و 29 حرف با در نظر گرفتن حرف الف بعنوان حرف مستقل است که بصورت زیر است:

ا (ء) - ب - ت - ث - ج - ح - خ - د - ذ - ر - ز - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - ل - م - ن - و - ه - ی

  • تفاوت حمزه و الف در این است که الف همیشه ساکن است ولی حمزه علاوه بر سکون حرکات دیگر -َ-ِ-ُ را می پذیرد. پس الف نمی تواند در ابتدای کلمه بیاید. ولی حمزه می تواند در هرجای کلمه (اول و وسط و آخر) بیاید.

نیمی از حروف عربی شمسی و نیمی دیگر حروف قمری هستند. حروف قمری همگی در کلمه (باغ وقف حکیم خجعه) آمده و حروف دیگر شمسی هستند.

  • حروف قمری هرگاه پس از ال قرار گیرند، کلمه همانطور که نوشته می شود تلفظ می شود.
  • حروف شمسی هرگاه بعد از ال قرار گیرند، حرف ل خوانده نمی شود و حرف بعد از ل مشدد -ّ تلفظ می شود مانند الشّمس 

حرکات و ضوابط

حرکات در زبان عربی که وسیله تلفظ حروف می باشد سه گونه است. فتحه -َ، ضمّه -ُ، کسره -ِ حرفی که فتحه دارد مفتوح مانند مَ در مَکتب، حرفی که ضمه دارد مضموم مانند مُ در مُعلّم و حرفی که کسره دارد مکسور نامیده می شود. مانند کِ در کِتاب

  • حرفی که حرکت نداشته باشد، ساکن نامیده می شود و علامت آن  می باشد. مانند فْ در قِفْ

تنوین: علامتی است که در آخر کلمات عربی بکار می رود و بیان می کند که هنگام تلفظِ کلمه باید نون ساکن به آخر آن افزود. تنوین هم بر سه قسم است، تنوین نصب -ً مانند قلماً که اگر آخر کلمه به ة یا ء ختم نشود روی ا نوشته مي شود و اگر به این دو کلمه ختم شود نیازی به الف نیست. مانند دفتراً، مزرعةً، سوءً و تنوین رفع -ُ مانند قلمٌ و تنوین جرّ مانند قلمٍ

ضوابط: 

1- شد (تشدید)-ّ: حرکتی که بالای حرف می گذارند و آن حرف را دوبار تلفظ می کنند بطوریکه حرف اول ساکن و حرف دوم دارای حرکت است. مانند متعلِّم

2- مد ~: علامتی است که روی الف می گذارند تا کشیده تر تلفظ شود مانند آمن

3- همزه قطع و همزه وصل: همزه وصل اگر میان دو حرف قرار بگیرد تلفظ نمی گردد و علامت آن  می باشد. مانند وَ اٌذْهَبْ ولی حمزه قطع تلفظ می گردد مانند وَ أَخْرَجَ

میزان صرفی

در عربی سه حرف ف ع ل را میزان صرفی گویند.و برای سنجش کلمات مشتق شده از یک ریشه (اسم و فعل) از این سه حرف استفاده می کنند. مانند فَهِمَ بر وزن فَعِلَ. حرف اول را فاء الفعل، حرف دوم را عین الفعل و حرف سوم از ریشه را لام الفعل نامند. و بقیه حروف زائد هستند. مانند ا س ت در کلمه ی إِسْتَغْفَرَ

اقسام كلمه

كلمه ىر ؤبان عربي بر سه قسم است: اسم، فعل، حرف

 اسم: کلمه ای است که دارای معنای مستقل است و وابسته به زمانهای سه گانه و شخص خاصی نیست.

  • علامت های شناخت اسم:

1- کلمه ای که ال دارد اسم است. و فقط اسم تنوین می پذیرد. 

2- کلمه ای که ة دارد اسم است مانند مزرعة 

3- کلمه ای که تنوین دارد اسم است و فقط اسم است که تنوین می پذیرد.

4-کلماتی که بعد از حرف جرّ واقع می شوند اسم هستند.

5- کلمات سه حرفی ساکن الوسط غالباً اسم هستند. مانند: عِلْم

  • اسم نمي توانى تنوين و ال را همزمان داشته باشد.

فعل: کلمه ای است که بر انجام دادن کاری یا پدید آوردن حالتی در زمان گذشته، حال یا آینده دلالت دارد مانند: کَتَبَ (نوشت)، یَکْتُبُ (می نویسد)

  • علامت های شناخت فعل:

- کلماتی که قبل از آن  قد، سَ، سوفَ بیایند.

- کلماتی که آخر آن تْ، تِ، تُ بیاید.

حرف: کلمه ای است که به تنهایی معنا ندارد. مانند: علی (بر)، فی (در)، مِن (از)